تبليغاتX
**** فراموش شده****
روزگار غريبي بود، جنگلي بود که درخت نداشت،
شکارچي بود که تفنگ نداشت، تفنگش فشنگ نداشت، با تفنگي که فشنگ نداشت، مي زنه به آهويي که سرنداشت و ميندازدش تو کيسه اي که ته نداشت. اگر چه اين شعر سر و ته نداشت ولي ارزش سر کار گذاشتنو داشت.

اولي : مي دوني يه فيل خاکستري رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه.
اولي: با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش. حالا مي دوني يه فيل قرمز رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه.
اولي: روش خاکستر مي ريزن بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش مي کشنش.حالا مي دوني يه فيل سبز رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه
اولي: يه حرف زشت بهش مي زنن، قرمز مي شه، بعد خاکستر مي ريزن روش، خاکستري مي شه،
بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش،
مي کشنش. حالا مي دوني يه فيل زرد رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه
اولي: يه پارچ آب مي ريزن زير پاش، سبز مي شه،
بعد يه حرف زشت مي زنن قرمز مي شه، بعد خاکستر مي ريزن روش، خاکستري مي شه، بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش مي کشنش.
حالا مي دوني يه فيل آبي رو چه جوري مي کشن؟
دومي: نه. اولي: مي زارنش جلوي آفتاب زرد
مي شه، بعد يه پارچ آب مي ريزن زير پاش، سبز مي شه، بعد يه حرف زشت بهش مي زنن، قرمز مي شه، بعد خاکستر مي ريزن روش، خاکستري
مي شه، بعد با تفنگ مخصوص فيل خاکستري کش مي کشنش.حالا ميدوني يه ...


 
يه جوجه مي ره پارتي، وقتي برمي گرده، مي گه: جيکس، جيکس!!!
يه ايروني، يه آلماني، يه اسپانيايي و يه ترکيه اي
سوار هواپيما بودن که زير هواپيما درمي ره، همه، حتي خلبان، از ميله بالاي هواپيما آويزون مي شن، خلبان مي گه: يکي از شماها بايد از هواپيما بپره بيرون، ايروني يه مي گه: من مي پرم به يه
شرط: همه تون برام کف بزنين، همه براش کف مي زنن و سقوط مي کنن!!!


يارو مي خواست گردو بشکنه، گردو رو ميذاره زير پاش، بعد با چکش مي زنه تو سر خودش!!!


يه روز به خره مي گن: گوش هات چه قدر درازه،
خره مي گه: آخه هر خوشگلي يک عيبي داره!


يه مارمولک ميره مشهدوميشه مشمولک
بزرگ ميشه ميشه مشمول ميبرندش سربازي
يارو مي ميره جوكها تموم ميشن!!!
 
يه خرگوشه مي ره داروخونه مي گه: آقا هزار تا ميخ دارين؟ داروخونه چي مي گه: نه. خرگوشه هي هر روز مي آد و همون سوال را تکرار مي کنه.
داروخونه چي فکر مي کنه، هزار تا ميخ مي خرم و به هش ميدم، هم راحت مي شم و هم درآمدي داره، مي ره و اين کار را مي کنه. خرگوشه دوباره مي اد مي گه: آقا هزار تا ميخ دارين؟ داروخونه چي مي گه: بله. خرگوشه مي گه: اوه چه قدر ميخ !!!

يارو ميره زن بگيره بهش ميگن بالاي مجلس بسين و حرفاي گنده بزن
اونم ميره روي طاقچه ميشينه ميگه: فيل دايناسور آسمانخراش کاميون.....


به غضنفر مي گن: چرا ترک شدي؟ مي گه از دزدي که بهتره.

غضنفر مي ره استاديوم، جو مي‌گيردش با همه دست ميده.
يه روز يه مار با يک زرافه اذدواج ميکنند بچشون غوربآغه مىِشه چرآ؟
چون بچه دآر نمىِشدن از پرورشگاه بچه آوردند .


يک روز يک آفتاب پرست ميره روي يک جعبه مدادرنگي هنگ مي کنه
 این لینک رو حتما ببینید

+ نوشته شده توسط صلاح در یکشنبه 31 اردیبهشت1385 و ساعت 2:3 بعد از ظهر |
 خداوندا !


اگر روزي تو از عشرت به زير آيي...لباس فقررا پوشي
 
غرورت را براي نان بريزي پاي نامردان
 
 وگر با مردمان انگيزي شتابان در پي روزي
 
 زپيشاني عرق ريزي وشب آزرده و خسته
 
 شهيد دست و زبان بسته به سوي خانه باز آيي
 
 زمين و آسمان را كفر گويي
 
 اگر در ظهر گرماخيز تابستان كنار سايه ي ديوار
 
  تن خود را به دست خاك بسپاري
 
 لبان تشنه را در كاسه ي مسيني قير اندود بگذاري
 
 وقدري آن طرفتر خانه ي مومن در روبه رو بيني
 
  ودستانت براي سكه اي اين سوي و آنسو در گذر باشد
 
  به اميدي كه شايدرهگذاري از درد دلت باخبر باشد

زمين و آسمان را كفر گويي
 
خداوندا !!!!
 
اگر روزي بشر گردي زحال من خبر گردي
 
 و با چشمان خود نامردمي ها را بيني
 
 باز پشيمان ميشوي از قصه ي خلقت
 
از اين بودن  
   
 از اين بدعت
 
 زمين و آسمان را كفر مي گويي
 نمي گويي؟؟؟!!!  
+ نوشته شده توسط صلاح در سه شنبه 26 اردیبهشت1385 و ساعت 7:50 بعد از ظهر |
ما كه توقع نداريم زندگي زيبا بشه باز
                                يا كلاغاي قارقاري بيان بشن ترانه ساز
ما كه توقع نداريم دنيابه كاممون بشه
                               ليلي قصه كشته ي عشق و مراممون بشه
به اسم عشق وعاطفه با قلبمون بازي ميشه
                              هركي به قانون خودش براي ماقاضي ميشه
اين روزاهرچي عاشقه رو زندگي ميكشه خط
                             عشق و هوس يه معني تو اين كتاباي لغت
خلاصه دنياي شما براي من خيلي كمه
                              ازاين ديار بي كسي رفتن من مسلمه
+ نوشته شده توسط صلاح در سه شنبه 26 اردیبهشت1385 و ساعت 7:50 بعد از ظهر |
  

وقتي يک دختر حرفي نميزند
 
ميليونها فکر در سرش مي گذرد
 
وقتي يک دختربحث نميکند
 
عميقا مشغول فکر کردن است
 
وقتي يک دختربا چشماني پر از سوال به تو نگاه ميکند
 
يعني نميداند تو تا چند وقت ديگر با او خواهي بود
 
وقتي يک دختر بعد از چند لحظه در جواب احوالپرسي تو مي گويد:خوبم
 
يعني اصلا حال خوبي ندارد
 
وقتي يک دختر به تو خيره مي شود
 
شگفت زده شده که به چه دليل دروغ مي گويي
 
وقتي يک دختر سرش را روي سينه تو مي گذارد
 
آرزو ميکند براي هميشه مال او باشي
 
وقتي يک دختر هر روز به تو زنگ مي زند
 
توجه تو را طلب مي کند
 
وقتي يک دختر هر روز براي تو[اس ام اس ]مي فرستد
 
يعني ميخواهد تو اقلا يک بار جوابش را بدهي
 
وقتي يک دختر به تو مي گويد دوستت دارم
 
يعني واقعا دوستت دارد
 
وقتي يک دختر اعتراف مي کند که بدون تونميتواند زندگي کند
 
يعني تصميم گرفته که تو تمام اينده اش باشي
 
وقتي يک دختر مي گويد دلش برايت تنگ شده
 
هيچ کسي در دنيا بيشتر از او دلتنگ تو نيست

 

 

 

وقتي يک  پسر حرفي نمي زند        
 
حرفي براي گفتن ندارد
 
وقتي يک پسر بحث نميکند
 
حال وحوصله بحث کردن ندارد
 

وقتي يک پسر با چشماني پر از سوال به تو نگاه مي کند
 
يعني  واقعا گيج شده است
 
وقتي يک پسر پس از چند لحظه در جواب احوالپرسي تومي گويد: خوبم 
 
 يعني واقعا حالش خوبه  
 
وقتي يک پسر به تو خيره مي شود
 
دو حالت داره يا شگفت زده است يا عصباني
 
وقتي يک پسر سرش را روي پات مي ذاره.
 
آرزو مي کند براي هميشه مال او باشي
 
وقتي يک پسر هر روز به تو زنگ مي زند
 
او با تو مدت زيادي حرف مي زند که توجه ات را جلب کند
 
وقتي يک پسر هرروز براي تو[اس ا م اس ]ميفرستد
 
 بدون که براي همه "فوروارد" کرده
 
 وقتي يک پسر به تو ميگويد دوستت دارم
 
دفعه اولش نيست[آخرش هم نخواهد بود]
 
وقتي يک پسر اعتراف مي کند که بدون تو نمي تواند زندگي کند
 
تصميم شو گرفته که تورو اقلا واسه يه هفته داشته باشه


[مترجم: دنبال يکي ديگه  نره البته شايد........] 
 

 

+ نوشته شده توسط صلاح در سه شنبه 26 اردیبهشت1385 و ساعت 7:46 بعد از ظهر |
آخر يه روز تيک ميگيري          لباسهاي شيک ميگيري

بابات را ميکني کچل             تا بيني رو کني عمل

با همراهت زنگ ميزني          عينک رنگ رنگ ميزني

اين دل و اون ميزني          هي به موهات ژل ميزني

جنس لباسات تريکو          موزيک فقط از انريکو

جوراب هاي فسقلکي          روسريهاي الکي

با اشوه هاي شُتري          ميشيني پشت موتوري

تو خيالت خيلي تکي          فکر ميکني با نمکي

خوشي با اين تيپ خفن          حالا قشنگي مثلا ؟

+ نوشته شده توسط صلاح در دوشنبه 25 اردیبهشت1385 و ساعت 10:2 قبل از ظهر |
Join Me @ MHOJoin Me @ MHOJoin Me @ MHOJoin Me @ MHOJoin Me @ MHOJoin Me @ MHO
 

 
MySpace Layouts

 


 

+ نوشته شده توسط صلاح در چهارشنبه 20 اردیبهشت1385 و ساعت 9:4 بعد از ظهر |


 يه چيزي براتون آماده كردم كه بخونين
 ولي قول بدین تا آخر بخونین
        روزي پسري خيلي شر بود و با همه دعوا مي كرد و دل همه رو از خودش مي رنجوند
 يه روز پدر ش به پسره ميگه از اين به بعد اگه دل هر كس رو رنجوندي يه ميخ به اون ديوار بزن و اگه بعد از دل آزاري ازشون دل جويي كردي يكي از ميخ ها رو از ديوار بكش بيرون
 هر وقت دل همه رو به جا آوردي و روي ديوار هيچ ميخي نموند به من بگو
 بعد از چند ماه پسره با خوشحالي مياد و به پدرش ميگه كه ديگه هيچ ميخي روي ديوار نمونده و با هم   مي رن كنار ديوار
       بعد پدره به پسرش ميگه كه آفرين پسرم 
ولي الان ديوار رو نگاه كن جا هاي ميخ هنوز روشون معلومه 
شايد بتوني دوباره دل مردم رو به دست بياري  ولي نمي توني اثر اون رو رو دلشون پاك كنين

به خدا زندگی ارزش این همه دل آزاری رو نداره
 حق نگه دار

+ نوشته شده توسط صلاح در چهارشنبه 20 اردیبهشت1385 و ساعت 8:39 بعد از ظهر |

آدم ها مثل عناصر  هستند

 
+ نوشته شده توسط صلاح در دوشنبه 18 اردیبهشت1385 و ساعت 11:0 قبل از ظهر |

ای خدا Hard دلم Format کن
fiLd من را خا لی بر کت کن
 
Optionغم را خدا یا On مکن Fil اشکم را خدا یا Run مکن

 
Deltree کن شا خه ها ی غصه را سردی و ا فسر دگی را . هر سه را

 
Jumper شا د ی بیا تا Set کنیم سیستم اند و ه را Reset کنیم

 
نام تو Password د ر ها ی بهشت آ درس E-mil سایت سر نو شت

 
ای خدا ر و ز ازل CAD داشتی Mouse بود اما مگر Pad دا شتی

 
کر چنین طرح 3 D میز د ی طرح خو د را بر روی C D میز د ی

 
تا بیفتد BuG د ر ا ند یشه ما ن تا که ویر و سی نگر دد ر یشه مان

ای خدا ا ز بهر ما این فر ست بهر دلها ی پر آ تش Fan فر ست

 
ای خدا حرف دلم با کی زنم Help میخوا هم که F1 میز نم 
 
+ نوشته شده توسط صلاح در دوشنبه 18 اردیبهشت1385 و ساعت 10:48 قبل از ظهر |
کيفر خواست
شبي در خواب ديدم ،دادگاه عدل حق برپاست.
ملائک جملگي بيدار ،دميد در صور، اسرافيل و فرياد کرد.

خاطيان بيدار ،خاطيان هوشيار ،کيفر خواست ،کيفرخواست .
ملکي بانگ برآورد ،خاطي پيش ،جرمت چيست ؟

صداي متهم مثل جرس در آسمان پيچيد !
جرمم فقر،جرمم فقر وتنگدستي ست.
ملک اندر جوابش گفت :بد جرميست .

خدا پرسيد که اين از چيست ؟ مرد گفتا که اين رازش تهيدستي ست.
ملک گفتا که مي داني جزايت چيست ؟
مرد با لکنت وبا ترس پاسخ داد !بلاشک دوزخ است دوزخ.
ملک فرمود آري دوزخ است دوزخ،وبه دنبالش ملک بانک بر زد خاطي دوم پيش .
زني با چهرهء زيبا جلو آمد.
ملک پرسيد :جرمت چيست ؟
زن به سهولت گفت :فروش تن ،خروش از حاضرين برخواست .
بد جرميست ،بد جرميست.
خدا غريد که اين از چيست ؟
زن گفت :که رازش در تهيدستي ست .
ملک فرمود که مي داني جزايش چيست؟
زن گفت نه.
ملک فرياد زد دوزخ،دوزخ.


ملک بانگ برزد خاطيان بيدار ،خاطيان هوشيار،کيفر خواست ،کيفرخواست.

يکي را پيش خواند ،جواني با گامهاي استوار آمد جلو.
ملک گفت جرمت چيست ؟
جوان خنديد !وگفت :چيزي نيست ،قتل
خدا فرياد زد بدجرميست ،بد جرميست اگر از فکر وبد مستي ست.

نه از فکر ونه از بد مسيتي ست،بلکه باعثش تهيدستس ست.
خداپرسيد :ميداني جزايت چيست؟
جوان گفت:خير
ملک بانگ زد دوزخ،دوزخ.

...وبدينسان جمله درهاي جهنم بسته گشت با مهر وموم فقر.

ملک بانگ بر آورد خاطيان بيدار ،خاطيان هوشيار ،کيفر خواست، کيفر خواست.آيا متهم آنجاست؟
صداي حاضرين برخواست ،آري، آري،اواينجاست وبا انگشت به ذات حق نشان رفتند .
آري متهم اينجاست ،وجرمش خلقت فقر است.

+ نوشته شده توسط صلاح در پنجشنبه 14 اردیبهشت1385 و ساعت 5:52 بعد از ظهر |