تبليغاتX
**** فراموش شده****
 
پسر برتر از دختر آمد پدید!
 
پسر برتر از دختر آمد پدید
پسر جمله را گفت و چیزی ندید
نگو دخترک با یکی دسته بیل
سر آن پسر را شکسته جمیل
بگفتا جوابت نباشد جز این
نگویی دگر جمله ای این چنین!
و گرنه سر و کار تو با من است
که دختر جماعت به این دشمن است
پسر اندکی هوشیاری بیافت
سرش چون انار رسیده شکافت
پسر گفتش « ای دختر محترم
که گفته که من از شما بهترم؟
که دختر جماعت به کل برتر است
ز جن تا پری از همه سرتر است
پسر سخت بیجا کند، مرگ بید
که برتر ز دختر بیاید پدید!»
پس آن ضربه خیلی نشد جابجا
که یک مغز معیوب شد جابجا
+ نوشته شده توسط صلاح در چهارشنبه 24 اسفند1384 و ساعت 6:19 بعد از ظهر |
 
یه بچه سوسول رو می ذارن تو قدر مطلق...بسیجی بیرون میاد
یارو اکس می زنه ضریب مجهول می شه
یه روز یه یارو یک کیلو شکر می خره برای اینکه مورچه نخوره روش می نویسه نمک
معتادی که در حال کشیدن سیگار بود، می‌گوید: یه ژمین لرژه هم نمیاد که خاکشتر شیگارم بیفته
به یارو یه سوسمار نشون میدن میگن شما به این چی میگین ؟؟؟ میگه کی ما ؟؟؟؟ ما گه میخوریم به این چیزی بگیم
آخرین خبر از اون دنیا : مقامات شهرداری تهران پل صراط رو برداشتن بجاش دور برگردون گذاشتن!!!
یارو ریش بزی میزاره دچار بحران شخصیتی میشه
یارو میره استخر شیرجه میزنه توی 4 متری ، میاد بالا و میگه : عجب نفسی داشته کاشی کاره !!!!!!!!!!
قابل توجه مردهای مجرد : به علت شیوع بیماری آنفولانزای مرغی در ایران ،تا اطلاع ثانوی قاطی مرغ ها نشوید
+ نوشته شده توسط صلاح در شنبه 20 اسفند1384 و ساعت 8:42 بعد از ظهر |

1.      روزهاي تعطيل مثل بقيه روزها ساعتتون رو كوك كنين تا همه از خواب بپرن

2.      سر چهارراه وقتي چراغ سبز شد دستتون رو روي بوق بذارين تا جلويي ها زود تر راه بيفتند

3.      وقتي ميخواين برين دست به آب با صداي بلند به اطلاع همه برسونين

4.      وقتي از کسي آدرسي رو مي پرسين بلافاصله بعد از جواب دادنش جلوي چشمش از يه نفر ديگه بپرسين

5.      کرايه تاکسي رو بعد از پياده شدن و گشتن تمام جيبهاتون به صورت اسکناس هزاري پرداخت کنيد

6.      همسرتون رو با اسم همسر قبليتون صدا بزنين

7.      جدول نيمه تموم دوستتون رو حل کنين

8.      روي اتوبان و جاده روي لاين منتهي اليه سمت چپ با سرعت پنجاه کيلومتر در ساعت حرکت کنين

9.      وقتي عده زيادي مشغول تماشاي تلويزيون هستند مرتب کانال رو عوض کنين

10.  از بستني فروشي بخواين که اسم پنجاه و چهار نوع بستني رو براتون بگه

11.  در يک جمع سوپ يا چايي رو با هورت کشيدن نوش جان کنين

12.  به کسي که دندون مصنوعي داره بلال تعارف کنين

13.  وقتي از آسانسور پياده ميشين دکمه هاي تمام طبقات رو بزنين و محل رو ترک کنين

14.  وقتي با بچه ها بازي فکري مي کنين سعي کنين از اونها ببرين

15.  موقع ناهارتوي يک جمع جزئيات تهوع وگلاب به روتون استفراغي که چند روز پيش داشتين رو با آب و تاب تعريف کنين

16.  ايده هاي ديگران رو به اسم خودتون به کار ببرين

17.  بوتيک چي رو وادار کنيد شونصد رنگ و نوع مختلف پيراهنهاشو باز کنه و نشونتون بده و بعد بگين هيچ کدوم جالب نيست و سريع خارج بشين

18.  شمع هاي کيک تولد ديگران رو فوت کنين

19.  اگر سر دوستتون طاسه مرتب از آرايشگرتون تعريف کنين

20.  وقتي کسي لباس تازه مي خره بهش بگين خيلي گرون خريده و سرش کلاه رفته

21.  صابون رو هميشه کف وان حموم جا بذارين

22.  روي ماشينتون بوقهاي شيپوري نصب کنين

23.  وقتي دوستتون رو بعد ازيه مدت طولاني مي بينين بگين چقدر پير شده

24.  وقتي کسي در جمعي جوک تعريف مي کنه بلافاصله بگين خيلي قديمي بود

25.  چاقي و شکم بزرگ دوستتون رو مرتب بهش يادآوري کنين

26.  بادکنک بچه ها رو بترکونين

27.  مرتب اشتباه لغوي و گرامري ديگران هنگام صحبت رو گوشزد کنين و بهش بخندين

28.  وقتي دوستتون موهاي سرش رو کوتاه ميکنه بهش بگين موي بلند بيشتر بهش مي ياد

29.  بچه جيغ جيغوي خودتون رو به سينما ببرين

30.  کليد آپارتمان طبقه سيزدهم تون رو توي ماشين جا بذارين و وقتي به در آپارتمان رسيدين يادتون بياد! ﴿اين راه هم جنبه هايي از مازوخيسم در بر داره

31.  ايميل هاي فورواردي دوستتون رو هميشه براي خودش فوروارد كنين

32. 
توي كنسرتهاي موسيقي بزرگ و هنري ، بي موقع دست بزنين

33.  هر جايي كه مي تونين ، آدامس جويده شده تون رو جا بذارين! ﴿توي دستكش دوستتون بهتره

34.  حبه قند نيمه جويده و خيستون رو دوباره توي قنددون بذارين

35.  نصف شبها با صداي بلند توي خواب حرف بزنين

36.  دوستتون كه پاش توي گچه رو به فوتبال بازي كردن دعوت كنين

37.  عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين

38.  پيچهاي كوك گيتار دوستتون رو كه ۵ دقيقه ديگه اجراي برنامه داره حداقل ۲۷۰ درجه در جهات مختلف بچرخونين

39.  با يه پيتزا فروشي تماس بگيرين و شماره تلفن پيتزا فروشي روبروييش كه اونطرف خيابونه رو بپرسين

40.  شيشه هاي سس گوجه فرنگي و هات سس فلفل رو عوض كنين

41.  موقع عكس رسمي انداختن براي هر كس جلوتونه شاخ بذارين

42.  توي ظرفهاي آجيل براي مهموناتون فقط پسته ها و فندقهاي دهان بسته بذارين

43.  شونصد بار به دستگاه پيغام گير تلفن دوستتون زنگ بزنين و داستان خاله سوسكه رو تعريف كنين

44.  توي روزهاي باروني با ماشينتون با سرعت از وسط آبهاي جمع شده رد بشين

45.  توي جاي كارت دستگاههاي عابر بانك چوب كبريت فرو كنين

46.  جاي برچسبهاي قرمز و آبي شيرهاي آب توالت هتل ها رو عوض كنين

47.  يكي از پايه هاي صندلي معلم يا استادتون رو لق كنين

48.  توي مهموني ها مرتب از بچه چهار ساله تون بخواين كه هر چي شعر بلده بخونه

49.  چراغ توالتي كه مشتري داره و كليد چراغش بيرونه رو خاموش كنين

50. بگی 50 راه بازی با اعصاب اونوقت 49 تاشو بنویسی

+ نوشته شده توسط صلاح در سه شنبه 16 اسفند1384 و ساعت 6:34 بعد از ظهر |
شوهر: سلام،
شوهر: سلام،من Log in کردم.

زن: لباسي رو که صبح بهت گفتم خريدي؟
شوهر: Bad command or File name.

زن: ولي من صبح بهت تاکيد کرده بودم!
شوهر: Syntax Error, Abort, Retry, Cancel.

زن: خوب حقوقتو چيکار کردي؟
شوهر: File in Use, Read only, Try after some Time.

زن: پس حداقل کارت عابر بانکتو بده به من.
شوهر: Sharing Violation, Access Denied.

زن: مي دوني، ازدواج با تو واقعا يک تصميم اشتباه بود.
شوهر: Data Type Mismatch.

زن: تو يک موجود بدرد نخور هستي.
شوهر: By Default.

زن: پس حداقل بيا بريم بيرون يه چيزي بخوريم.
شوهر: Hard Disk Full.

+ نوشته شده توسط صلاح در سه شنبه 16 اسفند1384 و ساعت 6:23 بعد از ظهر |

MAHSUN KIRMIZIGÜL

Yoruldum خسته شدم 2000

Bu hayatın yokuşunu tırnaklarımda kazıdım. سختی های زندگی را با ناخن هایم کندم

Geçen yıllar yordu beni dönüp de hiç bakmadım. سالهایی که گذراندم منو خسته کردحتی برنگشتم که نگاهشون کنم

Dostlarımı sevdiğimi hayatımda satmadım. دوستانم و کسی را که دوست داشتم در عمرم هرگز نفروختم

Yoruldum yoruldum yoruldum artık. خسته شدم خسته شدم دیگه خسته شدم

Çok karınca göِrdüm ama üzerine hiç basmadım مورچه های زیادی دیدم اما هرگز لهشون نکردم

namusumu Şerefimi beş paraya hiç satmadım, ناموس وشرفم را به پنج قرون پول هرگز نفروختم

allahımdan başkasına Allah diye tapmadım کسی رو مثل خدای خودم پیدا نکردم

yoruldum yoruldum yoruldaum artık. خسته شدم خسته شدم دیگه خسته شدم

Yoruldum yalanlardan yoruldum sevdalardan خسته شدم از دروغها از عشقها

iki yüzlü Nankörlereden (Namertlerdan) yoruldum از مردم دورو و نمک نشناس ( نامرد) خسته شدم

Çok insan gördüm üstünde elbisesi yok, انسانهای زیادی دیدم که لباس ندارند

çok elbise Gördüm içinde insan yok ولباسهای زیادی دیدم که درونش انسان نبود

insanların dost veya düşman Olduklarını nerden bilesin ha دوست یا دشمن بودن آدمهارو از کجا میفهمی؟

insanların alınlarında kahpe mi yazılı Ki kahpe olduklarını bilesin ha آیا بدی در سرنوشت آدمها نوشته شده که تو بدی اونهارو بفهمی؟

Ezilmişten yana oldum sen solcusun dediler از بين رفتم .ودوباره به وجود امدم گفتند تو چپگرا هستی .

ülkemi çok Sevdim diye sen sağcısın dediler تا به مملکتم عشق ورزیدم گفتند تو راست گرا هستی

namaz kıldım, oruç tuttum Sen yobazsın dediler نماز خوندم ، روزه گرفتم گفتند تو متعصبی

yoruldum yoruldum yoruldum artık. خسته شدم خسته شدم .ديگه خسته شدم.

 

MAHSUN KIRMIZIGÜL

Vefasiz بی وفا 2004

Bir vefa bekleme geçen zamandan انتظار وفا از روزگار گذشته نداشته باش

Mevsimler vefasız yıllar vefasız فصلها بی وفا،سالها بی وفا

Bir umut bekleme منتظر یک امید نباش

Sevdadan aşktan از عشق، از دوستی

Seviyorum diyen diller vefasız زبونهایی که میگن دوست دارم،بی وفا هستند

Gün gelir göِnülde solar çiçekler داره روزی می رسه که گلها درون دل می خشکه

Yalana karışır bütün gerçekler تموم حقایق با دروغ آمیخته میشه

Sevenler gideni boşuna bekler عاشقها بیهوده انتظار رفتگان را میکشند

Yolcular vefasız yollar vefasız مسافران بی وفا و راه ها بی وفا

Bir dünya düşünki vefadan yoksun بفهم که دنیا خالی از وفاست

ömrünü verdiğin dostlar vefasız دوستانی که عمرت رو پاشون گذاشتی بی وفایند

Bir hayat düşünki sevgiden yoksun بفهم که زندگی خالی ازمحبته

Canını verdiğin canlar vefasız کسانی که براشون جون دادی، بی وفایند

Gün gelir göِnülde solar çiçekler داره روزی می رسه که گلها درون دل می خشکه

Yalana karışır bütün gerçekler تموم حقایق با دروغ آمیخته میشه

Sevenler gideni boşuna bekler عاشقها بیهوده انتظار رفتگان را میکشند

Yolcular vefasız yollar vefasız مسافران بی وفا و راه ها بی وفا

  

MAHSUN KIRMIZIGÜL
 
Sari Sari (2004) مو طلایی
Başağa güneşe benzer saçının rengi رنگ گیسوانش شبیه رنگ آفتاب تازه طلوع کرده است
Denize göklere benzer güzel gözleri چشمهای زیبایش شبیه آبی آسمان و دریا هاست
Serçeye ceylana benzer ürkek yüreği دل محجوبش شبیه گنجشکه، شبیه آهوست
Gönlümün son durağı genç ِomrümün bahrı ایستگاه آخر دلم و بهار جوانی عمرم
Sevdiğim güzelin adı sarı sarı اسم زیبای عشقم : موطلایی ، موطلایی
kimin yarı en güzeli benim sarım یار چه کسی؟ زیباترین موطلایی هاست موطلایی من
Sarı sarı sarı çiçek herkes yalan sensin gerçek طلایی طلایی ، گل طلایی ، هرکسی دروغه ، حقیقت تویی
Mutlu olmam için senin gülüşü yeter برای خوشبختی من تنها لبخندت کافیه
İçimi titretmeye bakışın yeter برای لرزش درونم تنها نگاهت کافیست
Beniِ oldürmeye canım hasretin yeter برای کشتن من آرزوی عشقت کافیه
Gönlümün son durağı genç ِomrümün bahrı ایستگاه آخر دلم و بهار جوانی عمرم
Sevdiğim güzelin adı sarı sarı اسم زیبای عشقم : موطلایی ، موطلایی
kimin yarı en güzeli benim sarım یار چه کسی؟ زیباترین موطلایی ها موطلایی من
Sarı sarı sarı çiçek herkes yalan sensin gerçek طلایی طلایی ، گل طلایی ، هرکسی دروغه ، حقیقت تویی
+ نوشته شده توسط صلاح در شنبه 6 اسفند1384 و ساعت 6:13 بعد از ظهر |
واقعا كه عجب روزگاريه!!!!!
يكي خوابش سنگين ميشه‌تخت ميشكنه
بعد كه از خواب ميپره دستش ميشكنه
فرداش از مرحله پرت ميشه پاش هم ميشكنه
ميزنه به سرش سرش هم ميشكنه
همون يارو خودش روميزنه به اون راه گم ميشه
كلي اعصابش خرد ميشه نوارخالي گوش ميده
يهو ميخوره زمين تاخونه سينه خيزميره
يه روزميخوره به شيشه ميگه عجب هواي سفتي
روزبعدميخوره به ديواركمونه ميكنه
فرداش بازميخوره به ديوار ميگه ببخشيد
پس فرداش بازميخوره به ديوار واي ميسته افسر بياد
دوپينگ ميكنه برا اينكه كسي نفهمه آخر ميشه
ميره تظاهرات ميبينه شلوغه برميگرده
ميره لايه اوزون روميدوزه مي مونه اون ورش
ميره پشت بوم ميخوابه سردش ميشه درپشت بوم روميبنده
سواراتوبوس ميشه ازيه دختره خوشش ميادپياده ميشه شماره
اتوبوس رو ور ميداره
بعدازاين همه اتفاق بي هوا ازخونه مياد بيرون خفه ميشه
زندگي سختي داشته ها   نه!؟

+ نوشته شده توسط صلاح در شنبه 6 اسفند1384 و ساعت 5:45 بعد از ظهر |
سن دخترها از ۱۴تا ۲۸ و خصوصيات اخلاقی آنها
سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و...)
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث)
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزی که نرسيديم برسونه
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی

 

+ نوشته شده توسط صلاح در شنبه 6 اسفند1384 و ساعت 5:40 بعد از ظهر |