تبليغاتX
**** فراموش شده****
                                 با با جون نمی خوام !!!!!!! 
 
یک مرکز خرید شوهر وجود داشت که زنان می توانستند به انجا بروند
ومردی را انتخاب کنند که شوهر آنان باشد این مرکز پنج طبقه داشت وهرچه به طبقات با لا تر می رفتند خصوصیات مثبت مردان بیشتر می شد.اما اگر در طبقه ای دری را باز کنند یا باید ان مرد را انتخاب کنند یا اگه طبقه بالاتر رفتند دیگه حق برگشت ندارن وهر شخص فقط یک بار می تواند از این مرکز استفاده کند.
 
روزی دو تا دختر به این مرکز خرید رفتند تا شوهر مورد نظر خود را انتخاب کنند .
در اولین طبقه بر روی در نوشته شده بود :این مردان شغل و بچه های دوست داشتنی خواهند داشت دختر که تابلو را خوانده بود گفت خوب بهتر از بیکار بودن وبچه نداشتن است ولی دوست دارم ببینم بالاتری ها چگونه هستند ؟پس رفتند.
 
در طبقه دوم بر روی در نوشته بود این مردان شغلی با حقوق زیاد بچه های دوست داشتنی وچهره زیبا دارند دختر گفت هوم م م طبقه بالا چه جوریه ...؟
 
طبقه سوم :این مردان شغلی با حقوق زیاد بچه های دوست داشتنی وچهره زیبا دارند ودر کار خانه هم کمک می کنند دختر :وای ... چقدر وسوسه انگیز ولی بریم بالاتر و دوباره رفتند.
 
طبقه چهارم :این مردان شغلی با حقوق زیاد وبچه های دوست داشتنی دارند دارای چهره زیبا می باشند همچنین در کار خانه هم کمک می کنندوهدف های مالی در زندگی دارند دختر ها بوجد آمدند دختر :وای چقدر خوب پس چه چیزی ممکنه در طبقه آخر باشد.....؟
 
پس به طبقه آخر رفتتند آنجا نوشته شده بود :این طبقه برای این است که به شما دخترها ثابت کنند که هیچ چیز شما را راضی نمی کند دختر ها راضی شدنی نیستند
وحق استفاده از این مرکز را ندارید.
بعد آسمون را آفرید گفت : این هم قشنگه
بعد از اون مرد را آفرید و گفت : تو هم قشنگی
 
 در آخر زن را آفرید و گفت : مشکلی نیست آرایش می کنه
خدا زمین را آفرید گفت : قشنگه
 
بعد آسمون را آفرید گفت : این هم قشنگه
 
بعد از اون مرد را آفرید و گفت : تو هم قشنگی
 
 در آخر زن را آفرید و گفت : مشکلی نیست آرایش می کن

 

 
 
                                              زن !!!
 
1. قلب زن پرتگاهی است هولناک که عمق آن را نمی توان حدس زد (لا مارتین )
 
2. زن ها جنگ را شروع می کنن ومرد ها آن را ادامه می دهند(ارنست همینگوی)
 
3.عقل در دست زن چنان گرفتار است که مرد در دست زن گریز رای (سعدی )
 
4. زن تنها حریفی است که پس از شکست مطالبه خسارت وغرامت میکند (ناشناس)
 
5. دو زن هرگزبه هم دوستی ومحبت نمی ورزند مگر به خاطر توطئه بر علیه زن سوم (لوفونس کار)
 
6. زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی زنان نمی توانند خود را زیبا نشان دهند(برنارد شاو)
 
7. بهتر است برده شیطان باشی تا برده زن (شللی )






به نظر من جنس کامپیوتر زن است. ولی چرا ؟؟
 
به دلایل زیر کامپیوتر زن است
 
1. با اینکه داده های زیادی دارند ولی ناداند
 
2. قرار است مشکلات را حل کنند ولی در بیشتر اوقات معضل اصلی خودشان هستند
 
3. همین که پایبند یکی از آنها شدید متوجه میشوید اگر صبر کرده بودید مورد بهتری نصیبتان می شد
 
4. به غیر از خالق آنها کسی از منطق درونی آنها سر در نمی آورد
۵. کسی از زبان ارتباطی آنها سر در نمی آورد
6. کوچکترین اشتباهات را در حافظه خود ذخیره می کنند تا بعدها تلافی کنند
7. همین که پایبند یکی از انها شدید باید تمام پولتان را صرف خرید لوازم جانبی آنها کنید.

 

+ نوشته شده توسط صلاح در سه شنبه 27 دی1384 و ساعت 4:50 بعد از ظهر |
کنون رزم virus و رستم شنو دگرها شنيدستي اين هم شنو
که اسفنديارش يکي disk داد   بگفتا به رستم که اي نيکزاد
در اين disk باشد يکي file ناب که بگرفتم از سايت افراسياب
برو خرمي کن بدين disk هان که هم نون و هم آب باشد در آن
تهمتن روان شد سوي خانه اش شتابان به ديدار رايانه اش
دگر صبر آرام و طاقت نداشت مر آن disk را در drive اش گذاشت
نکرد هيچ صبر و نداد هيچ لفت يکي list از root ديسکت گرفت
در آن disk ديدش يکي file بود بزد enter آنجا و اجرا نمود
به ناگه چنان سيستمش کرد hang که رستم در آن ماند مبهوت و منگ
تهمتن کلافه شد و داد زد ز بخت بد خويش فرياد زد
چو تهمينه فرياد رستم شنود بيامد که ليسانسش رايانه بود
بدو گفت رستم همه مشکلش وزان disk و برنامه قابلش
چو رستم بدو داد قيچي و ريش يکي ديسک bootable آورد پيش
يکي toolkit اندرآن disk بود بر آورد آن را و اجرا نمود
به ناگه يکي رمز virus يافت پي حذف امضاي ايشان شتافت
چو virus را نيک بشناختش مر از bootsector بر انداختش
يکي ضربه زد بر سرش toolkit که هر byte آن گشت هشتاد bit
به خاک اندر افکند virus را تهمتن به رايانه زد بوس را
چنين گفت تهمينه با شوهرش که اين بار بگذشت از پل خرش
دگر بار برنامه اين سان مکن ز رايانه اصلا تو صحبت مکن
قسم خورد رستم به پروردگار نگيرد دگر disk ز اسفنديار

+ نوشته شده توسط صلاح در سه شنبه 27 دی1384 و ساعت 4:44 بعد از ظهر |

  و مرگ چیزی از جنس فراموشی است ...

   و آدمی چیزی از گونه‌ی فراموشکاران  ...

 

 

  چند سال بعد در چنین روزی ...

 برف می بارد و لحظه های عمر من همچون تکدانه های برف آرام بر زمين می افتد

 و زمين با عطش خاصی آنها را در کام خود فرو می کشاند ...

 می خواهم دمی بياسايم ...آسايشی در اوج سرما ، در اوج خفقان...

 شمارش معکوس آغاز شده ... برای روزی خاص ،

 مادرم لباس سياهش را از گنجه در می آورد ...

 مادرم آن روز را می شناسد ... آن روز را می فهمد ... 

 روز ميلاد دوباره ی من فرا می رسد ...

 زندگی دوباره آغاز می شود ...

 سی و هفت ... سی و شش... سی و پنج ... 

 و ت مثل تولد ... 

 

 و ناگهان

 در غروب غم افزای یک روز سرد زمستانی
 تنها خطی از من به جا خواهد ماند

 وتو ناباورانه
 - شاید با بغضی در گلو -
 یگانه پرسش جاودان بشری را از خود می پرسی :
                                                                   
 اگر اشتباه کرده باشم !

  

 هيچ کششی هيچ جاذبه ای احساس نمی کنم ....
 باور کن حتی واژه بودن هم عذاب آور شده
 من نبودن را ترجيح می دهم ...
 خدایا من هنوز هم فلسفه جبر و اختيار تو را درک نکرده ام !!!
 زمین خلوت را می نگرم و آسمان ساکت را و خود را...
 و در این نگریستنهای همه دردناک و همه تلخ .... همواره از خود پرسیده ام و هر لحظه صریح تر و کوبنده تر،
 که تو اینجا چه می کنی؟!
 احساس می کنم که نشته ام و زمان را می نگرم و آدمها را می نگرم که می گذرند...
 همین  و همین !
 کوله‏بارم را بسته‏ام
 برای یک سفر طولانی
 به مقصدی نامعلوم

                              همراه قاب عکسم

                                                           و خیال تو

+ نوشته شده توسط صلاح در یکشنبه 4 دی1384 و ساعت 4:17 بعد از ظهر |

خودكشي

اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو می‌کشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنج‌های فراوان يا بالعکس صورت مي‌گيره.
به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش مي‌ارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد.
و اما...
برخلاف نظر خيليها که می‌گن خودکشی خيلی راحت و سهله بايد بگم نخيييييييير... اونجوريام نيست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشي هم جدا از اين مطلب نيست .
اول از همه اون کسايي که می خوان خودکشی کنن رو دسته‌بندي مي‌كنيم
:


1- کسی که در عشقش شکست خورده  I Miss You 
2-
کسی که ور شکست شده  Depressed 
3-
کسی که قاط زده.  Mad 
4-
کسی که از زندگی خير نديده.  Confused 
5-
کسی که بدجوری روش فشار اومده.  Baring Teeth 
6-
کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببينه.  Crying 
7- ...
و خلاصه هر کسی که يه جورايي به آخر خط رسيده.  Faint 
افراد بالا، به هرحال مستقيم به جهنم می‌رن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه.
شما جزو كداميك از دسته‌هاي بالا هستيد؟
اگه هستيد ادامه مطلب رو بخونيد و گرنه يه دسته جديد برای خودتون ببازيد و بعد بقيه شو بخونيد.
حالا فرض می‌کنيم: طرف تنها مياد توی يه اتاق و در رو قفل مي‌كنه و عزمشو برای خودکش جزم مي‌كنه. به دور برش نگاه مي‌كنه و اين وسايل رو مي‌بينه:
1- طناب.
2- سيخ کباب.
3- کبريت آغشته به بنزين .
4- قرض دياز پام.
5- آمپول هوای تهران.
6- دندون مصنوعی حاج خانمشون.
7- لوله گاز.
8- پاکت نايلون.
9- چاقوی ميوه بری.
10- نخ کاموايي.
11- سوزن لحاف دوزی.
12- تيغ ريش تراشی مصرف شده.
13- مرگ موش.
خب... براي شروع بد نيست.
ولی نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب مي‌كنم: «تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلی مهمه»!
فرض کنيد درب اتاق شما رو می‌شکنن و شما رو در حالتی پيدا می‌کنن که از يه طناب از سقف آويزونيد و داريد مثل پاندول ساعت تاب می‌خوريد و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتيول از دهنتون آويزونه و صورتتون سياه و ورم کرده نه... خودتون جای تماشاگرا باشين، حالتون بهم نمی‌خوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمی‌ده؟
  No 
قيافه شما بعد از خودکشی بايد از هميشه معصومانه تر... از هميشه زيباتر و از هميشه دوست داشتنی‌تر باشه تا دل همه حسابی بسوزه.  Doll 
با اين حساب، دور حلق آويز کردن... خودسوزی... و خفه‌گی با گاز رو خط بگيريد.
يه بنده خدايي از دوستان، خيلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش يه ابتکاره.
ايشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای ديگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد!  Fly Swat 
فقط بدی کارش اين بود که هيچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بيرون نکشيد... چون به هر حال کار کثيفيه. حالا خودتون قضاوت کنيد. اين خودکشی ترحم کسی رو بر می انگيزه؟
يا اونايي که روی سرشون نايلون می‌کشن و دور گردنشون روی نايلون رو با طناب می‌بندن و يا اونايي که خودشون رو جلوی ماشين ميندازن و له می‌شن... اينا همشون ديوونه‌ان.
خودکشی ايده‌آل خودکشي است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثيرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و... باشه .
ژاپونی‌ها يه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به اين صورت که يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سينه فرو می‌کنن توی قلبشون. البته اين کار يه کم درد داره. يه جورايي حس می کنيد که توی سينه تون آب جوش داره قل مي‌زنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بديش اينه که حتما می‌ميريد.
در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نميريد.
يه جور خودکشی که بيشتر بين شکمو‌ها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. اين نوع خودکشی خيلی حال داره... چون حداقل گشنه نميميری! و خوبی مهم ترش اينه که به سر منزل مقصود هم نمی‌رسی و معمولا زنده می‌مونی. نمونه‌اش اينكه: يه بنده خدايي که با سی‌تا قرص ديازپام خودکشی کرد و دور و بری‌ها به هوای اينکه مرده خاکش كردند و يارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد و ديد: ای دل غافل... همه جا سياهه و يه موش هم داره انگشت پاشو می‌جوه. زنده بگوری خداييش وحشتناکه....
اول خوب فکراتونو بکنين بعد خودتونو بکشيد:
يه موضوع مهم توی خودکشي، پشيمونی ديرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسايي که خودشون رو مي‌کشن، وسط يا آخر کار پشيمون می‌شن و اين در حاليه که هيچ راهی برای برگشت نيست. يه يارويي برای خودکشی يه تيکه پارچه رو گلوله می‌کنه و فرو می‌کنه توی حلقش و با ته گوشکوب ميده بره پايين ولی همون لحظه پشيمون مي‌شه و اين درحاليه که داره خفه می‌شه... يارو می‌دوه بيرون و از شدت عجله از روی پله‌های آپارتمان پرت می‌شه پايين و می‌ميره... و جالب اينکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگي
!  Tongue 
نکته مهم ديگه اينه که مدت خود کشي نبايد زياد طولانی باشه:
مثلا فرض کنيد در نوع رگ زدن خيلی طول می‌کشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد.
يا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلکه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روی هوا !
پس عاقلانه تر رفتار کنيد.
تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار دهيد:
1- زمان خودکشی رو درست انتخاب کنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش)
2- مبادا بعد از خودکشی از ريخت و قيافه بيفتيد.
3- بهترين لباستونو تنتون کنيد.
4- حتما يه يادداشت بذاريد و علت خودکشی رو شرح بديد و انگشت هم بزنيد.
5- خواهشا زياد کثيف کاری نکنيد.
6- موقع خودکشی لبخند بزنيد تا لبخند روی لبتون باقی بمونه.
7- لطفا چشاتونو باز نذاريد چون خيلی وحشتناکه.
8- يه بسته دستمال کاغذی حتما روی ميزتون باشه.
9- اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنيد. (پليسا ببينن خوب نيست.)
10- رد انگشتتونو همه جا بماليد تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتيد.
11- يه جوری خودکشی کنيد که دوباره بشه زنده تون کرد.
12- دليلتون برای خودکشی قانع کننده باشه.
13- برای مسايل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما.
14- قبل از خودکشی حتما يه فال حافظ بگيريد.
15- قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک يادتون نره.
16- بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشيد.
17- اگه توی دستتون يه گل سرخ باشه صحنه خيلی رمانتيکتر و رويايي‌تر به نظر مياد و اشک آور تره.
18- در اتاق رو حتما قفل کنيد که جريان هيجان انگيزتر باشه.
19- قبل از خودکشی حتما گريه کنيد . صورتتون اشک آلود باشه.
20- خودتونو براي رفتن به جهنم رفتن آماده کنيد.
حالا جديد ترين و راحت ترين روشهای خودکشی:
برای جنس نر
«استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنيد.
تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو .
خيلي آروم نوک انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد و جوراباتونو ببريد زير پتو .
هيچ راه نفوذی برای هوا نذاريد.
يک ساعت بعد... شما مرديد.
خدا رحمتتون کنه.
برای جنس ماده
« سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنيد.
بريد زير پتو.
اتاق حتما کاملا تاريک و ساکت باشه.
حالا چشماتونو ببنديد و فرض کنيد يه موش خوشگل داره روی تنتون راه ميره.
خواهش می‌کنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد.
مرسی...
توی جهنم می‌بينمتون
Cinnamon  Geisha   



+ نوشته شده توسط صلاح در یکشنبه 4 دی1384 و ساعت 3:58 بعد از ظهر |