
ü مردها به پر خوابي معروف مي شدند.
ü زنهاي كمتري رژيم مي گرفتند، چون استاندارد وزن ايده آل آنها
از 40 كيلو بالا تر مي رفت.
ü خريد به عنوان يكي از حركات آيروبيك در نظر گرفته مي شد.
ü مردها منشي روساي زن مي شدند.
ü دستمزد مردها در ازاي هر يك دلاري كه زنها بدست مي آورند،70 سنت بود.
ü در حاليكه زن مشغول تماشاي تلويزيون بود،مرد خانه برايش نوشيدني و
آب ميوه مي آورد.
ü مردها عباراتي چون(( متاسفم، دوستت دارم، اصلا چاق به نظر نمي رسي))
را ياد مي گرفتند.
ü مردها را بنا به وضع ظاهرشان، و زنها را بر اساس عملكردشان مورد
قضاوت قرار مي دادند.
ü مردها از صبح تا شب در اين فكر بودند كه زنها در چه فكرند!
ü مردها همان قدر كه به كار خود اهميت مي دادند، استحكام روابط
خانوادگي و خويشاوندي خود را نيز مهم مي شمردند.
ü برنامه (( خبر ورزشي )) در تلويزيون بيشتر از يك دقيقه نبود.
ü مردهاي چاق دائما نگران اضافه وزن خود بودند.
ü پس از تولد كودك، به مردها شش هفته مرخصي براي مراقبت
از فرزند تعلق مي گرفت.

